یکشنبه سی ام دی 1386
یک لحظه, یک حس...
...!
نوشته شده توسط الهام در ساعت 0:16 | لينک
|
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
ــ با وجودی که بچه زمستونم ولی دلم برای گرمای خورشید تنگ شده...
ــ دو روزه دیگه تولدمه.
من گله نرگس و خیلی دوست میدارم چون نمی ذاره تولدم یادم بره!
ولی امسال این سرماهه گل نرگسارو اذیت کرده خیلی...
ــ امیدوارم امسال سال خوبی باشه...
نوشته شده توسط الهام در ساعت 22:12 | لينک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386




وقتی میرفتم خیلی زمستون نبود...
ولی حالا که برگشتم خیلی زمستونه,ی دفعه ی عالمه زمستون اومده تو شهرمون...!
خیلی سرده...
نوشته شده توسط الهام در ساعت 17:3 | لينک
|
