تبليغاتX
اتاق آبی من
...حرفایی با زبون عکسام...

این عکسای امروز ۲۴ اردیبهشت بود. خیابان سی تیر بالاتر از موزه آبگینه نرسیده به جمهوری ...

خطر از بیخ گوشه موزه آبگینه گذشت...!

الیته از حق نگذریم آتش نشانی خیلی دیر نیومد.

همین...!

 پ.ن:عکسه نزدیک هم از این جریان دارم ولی به دلیلی اینجا نذاشتم و این سه عکسه دور و گذاشتم.

همین...!

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 23:41 | لينک  | 

...!

...!

...!

آره دیگه همین!

( عکسا محصوله مشترک من و  دوستمه )

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 22:33 | لينک  | 

...!

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 21:48 | لينک  | 

همه جا شلوغه, همه دارن راه می رن,خیلی جدی خرید می کنن, انگار دیگه وقته خرید ندارن یا همه چی میخواد تموم شه و اگه نخرن...!

معلوم نیست کیا کجا میرن...!

.................. کیا کجا چی کار دارن...!

....................................................

امروز که تموم شه ساله ۸۶ هم تموم میشه, فردا ساعته ۱۰ صبح دیگه تو سال ۸۷ ایم, سال ۸۵ و ۸۶ سال خوب و دوست داشتنی برای من نبود, ی جورایی خاکستری بودن این دو سالم, نمی دونم سال نو چطور خواهد بود...!

 امید وارم ۸۷ سالی خوب و آبی باشه برای هرکی که این پسته منو میخونه, برای منم دعا کن...

...عیدت مبارک...

.الهام.

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 1:32 | لينک  | 

...!

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 20:8 | لينک  | 

این اسمش فلفله, دوسته یکی از دوستامه, با وجوده پوسته زبرو خشنش, موجوده با احساس و مهربونیه, مهربون و خجالتی و بنظرم شاید کمی هم افسرده...

...!

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 1:55 | لينک  | 

 

...!

نوشته شده توسط الهام در ساعت 2:15 | لينک  |